تنها ‘ تنهایی

انسان همیشه تنها بوده و خواهد بود . از بدو خلقت در مینو , یگانه خلقتی که تنها آفریده شد . در سقوط و هبوط به زمین , بازهم به تنهایی گلیم اش را بر دوش کشید .شاید پر بی راه نباشد ؛ اگر گفته شود : انسان محکوم به تنهاییست .

او می هراسد ؛ می رمد از تنهایی . پس به دنبال مفری , گریز گاهی می گردد که پناهگاه و مأمنش در برابر تنهایی باشد . در این میانه چونان خسی به هر سو می گردد . بل از این وحشت تنهایی به در آید .

خواه معنوی , خواه مادی .بدین گونه بسان ریگی در میانه تند آب , یا کاهی در معبر باد , به هر سو می غلتد و می چرخد .شاید آرام و قراری یابد .

دست می یازد به هرچه هست و نیست . دل بستگی به قدرت و شوکت , وابستگی به اشیای پیرامونش , هر چه باشد . اما تنهایی اش را درمانی نیست .

راستی هیچ می دانید ؟ در اوج با هم بودن و دل بستگی تنهایید ! بی گمان یگانه راه , همان پیوستن و در آویختن به منشاء جداییست که مأوایی آرام بخش و دل چسب است .سرودی که تمامی پیامبران , به تکرار در تمامی قرون و اعصار در گوشمان زمزمه کرده اند . همانی که زردشت به سادگی اندرز داده : پندار نیک , کردار نیک , گفتار نیک .

شما , جان پناه دیگری را می شناسید ؟

/ 1 نظر / 3 بازدید
مهرو

بسیار زیبا بود -بسته به شرایط انسان گاهی از تنهایی می گریزد گاهی به سوی آن می رود گاهی در تنهایی رشد می یابد گاهی در این تنهایی همانند درویشان وجود خدا را در خویشتن خیش جستجو می کنند به راستی خدا در وجود انسان نهفته است....