بار کج به منزل نمی رسد!!

در حال و هوای امروز اقتصاد ایران بیش ترین تأثیر را سه مؤلفه­ی نفت، دلار و طلا دارند. هر تکانه ای که در قیمت یکی از داده های مذکور ایجاد شود؛ مانند سنگی که در تالاب اقتصاد ایران بیفتد. امواج و تغییرات گریز ناپذیر خودش را به جا می گذارد. به این خبر دقت کنید:

«مدیرعامل بانک کارگشایی از حراج سکه های تمام بهار و نیم بهار آزادی در این بانک، از روز شنبه چهارم آذرماه خبر داد.
سلیمانی در گفت و گو با روابط عمومی بانک ملی ایران با بیان اینکه این حراج بر حسب دستور بانک مرکزی و برای جلوگیری از حبابی شدن بازار سکه از طریق بانک کارگشایی انجام می شود، گفت: از فردا سکه ها در بسته های ۲۰ تایی و بدون محدودیت خرید به متقاضیان عرضه خواهد شد» پارسیه 3/9/96

 

در این خبر از قول مدیر عامل بانک کارگشایی آمده است: ... برای جلوگیری از حبابی شدن بازار سکه این حراج انجام می شود! مگر نه اینکه در بازار جهانی طلا نشانه های افزایش قیمت بروز کرده است.

 

«به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم،  قیمت هر اونس طلا امروز با 0.1 درصد افزایش به 1291 دلار و 50 سنت رسید.»

 

پس اگر افزایشی در قیمت طلا در بازار داخلی رخ نموده است. ناشی از افزایش جهانی است؛ نه حبابی شدن قیمت در بازار داخلی آن! چون با توجه به سیر صعودی نرخ جهانی طلا وجود حباب در بازار معاملات طلا منتفی می باشد.

پس علت این حراج در چیست؟ اگر نیم نگاهی به سیاست های پولی اخیر دولت و بانک مرکزی بیندازیم. علت را به نوعی می توان دریافت. اولا" کاهش نرخ سود سپرده های بانکی و دوما" وادار کردن صندوق های سرمایه گذاری بانک ها برای وارد شدن به بازار سرمایه به جای کنز منابع خویش در بانک ها، بایستی مسیر سرمایه گذاری خویش را تغییر دهند.( حسب دستور بانک مرکزی)

و در آخر کنترل غیر مستقیم روند صعودی قیمت اسعار خارجی در بازار آزاد ارز است. پس هدف از این اقدام یعنی حراج سکه در بانک کارگشایی هم جذب منابع صندوق های سرمایه گذاری و هم چنین ورود منابع سرگردان مردم برای خرید سکه به امید فردایی بهتر! ولی آیا این امر اهداف اجرا کنندگان این حراج کذایی را تأمین خواهد کرد؟! هر جند پیش بینی جهانی حاکی از روند افزایشی نرخ طلا تا مرز هر اونس 1400 دلار می باشد. آیا منطقی است در زمانی که منابع ارزی و دلاری( فیزیکی) بانک مرکزی رو به کاهش گذاشته است. به منابع طلایی اش چوب حراج بزند؟!

به گمان نگارنده، این درمان های روزمره و موقتی نه تنها گرهی از کلاف سر درگم اقتصاد فشل و بی برنامه دولت باز نکرده، بل منابع بانکی را دچار کاهشی می کند که با سیاست های پولی دولت برای گشایش در امر افزایش میزان و سقف ارایه تسهیلات هم خوانی ندارد.

به نظر می رسد با اجرای این سیاست، روزنه ای در دیوار قطور رکود مزمن چند ساله اخیر که مانع اقتصاد رشد اقتصاد کشور گردیده است؛ ایجاد نمی کند.

با این تفاسیر باید گفت: بار کج به منزل نمی رسد!!

                                                                                                        شاد زی 3/9/96

 

 

 

 

/ 0 نظر / 40 بازدید