بالا رفیتم دوغ بود؛ پائین اومدیم دوغ بود. هرچی ...!!!

آنچه امری مسلم و شناخته شده است؛ این نکته است که بقا و دوام رژیم ها و حکومت ها مبتنی بر قانون و اجرای آنست. حال اگر قرار باشد قانونی وضع و در مقام اجرا با کژی و کاستی و یا اما و اگرهایی مواجه شود. دیگر آن قانون نیست. بل بدل به نوعی مقررات دل بخواهی شده و شیرازه اداره امور کشور را از هم می پاشاند. به نوعی به حکومت و اراده حسین قلی خوانی بدل می گردد.

در این حالت سامان مملکت پا نگرفته و گروه های ذینع و ذی نفوذ در هر زمانی که احساس کاهش قدرت و نفوذ را حس کنند؛ با دور زدن و زیر پا گذاشتن قانون مطامع و اهداف خود را پیاده و اجرا می کنند. برای نمونه همین مصاحبه رئیس دفتر رئیس جمهوری است:

« واعظی در پاسخ به این پرسش که زنگنه از چه کسی برای استفاده از کرباسیان اذن گرفته است گفت: از رهبری اذن گرفته است.» عصر ایران 30/8/97

جالب اینکه درهمان قانون مصوبه مجلس، استثناهای به کارگیری افراد بازنشسته معلوم و مشخص شده است.

پرسش این است. مگر قرار است برخی کسان تا دم موت بر مسند قدرت و ... به بهانه های گوناگون تکیه زنند؟؟

در این میان فلسفه قانون و قانون گزاری که به هیچ انگاشته می شود؛ چه گونه تفسیر و تعبیر می شود؟! شاید هدف از این گریز زدن ها و بی اعتنایی به قوانین، چیز دیگری باشد که مردم نمی دانند؟! شاید مصداق این است که؛ بالا رفیتم دوغ بود؛ پائین اومدیم دوغ بود. هرچی ...!!!

                                                                         شاد زی 30/8/97



/ 0 نظر / 12 بازدید