... حمله مان از باد باشد دم به دم!!

یکی از نشانه های فلج بودن اقتصاد هر کشوری، بلاتکلیفی ساز و کار تولید و تجارت آنست. مصداق آن شرایط فعلی کشور ماست. با یک فرمان و دستور تمامی فعالیت ها و تحرک داخلی و بین المللی اقتصاد در حالت ایستایی صبر و انتظار به سر می برند. با دستور العمل 33 ماده ای بانک مرکزی هر گونه تعامل و تبادل بین المللی اسعار خارجی در چنبره دیوان سالاری فشل و رانت خوار دولتی گرفتار آمده است.

سیستمی که در طول سالیان پس از انقلاب روز به روز در منجلاب فساد و رانت خواری فروتر می رود. با این شیوه جدید انحصاری بازار نقل و انتقالت ارزی، انتظار می رود؛ دامنه فساد و بده بستان های ناشی از امتیاز های ارزی به برخی از دست اندرکاران زر و زور و گسترش دامنه ویژه خواری افزایش یابد.

این گونه است که فساد تا مغز استخوان و لایه های زیرین تار و پود دیوان سالاری و فشل بانک مرکزی که تاکنون پاک دست تر از سایر ارکان حکومت بود؛ نفوذ کرده و شالوده اش را به تباهی خواهد کشاند.

آیا این وضع تا کی می تواند دوام آورد؟ بی گمان تا تصمیم دوباره ترامپ این رییس جمهور معامله گر و دلال صفت که شعار آمریکایی بخر و آمریکایی بفروش! در باره ماندن یا خارج شدن از برجام می ماند.

ولی در این میان تکلیف تولید و صادرات و واردات و ... کشور باید هم چنان در محاق بماند؟ این ابهام و بلاتکلیفی سامان صنعت و کسب و کار بیشترین آسیب را به بنیان های اقتصادی کشور خواهد زد. به نظر می رسد؛ آثار ضربه هولناکی که از این تصمیم شتابزده دولتیان به آینده فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی رژیم و به ویژه ثبات کشور می زند. به این زودی ها از دامان اقتصاد کشور زدوده نگردد.

این تجربه تاریخی که نشان از حرکت انفعالی دولت های پس از انقلاب در مقابل فشار خواسته و ناخواسته دیگران ( اعم داخلی و خارجی) می گیرند؛ دایم در حال آزموده شدن دوباره است.

این وضعیت به وجود آمده ارزی همان تعبیر ظریف حضرت مولوی را در اذهان زنده می کند.

                  ما همه شیریم شیران علم                             حمله مان از باد باشد دم به دم


/ 0 نظر / 9 بازدید