... از ماست که برماست!!

فرش را به عرش رساندن، شیوه و سنتی نکوهیده و مذموم در این دیار است که ریشه در فرهنگ، دین و ادب ما دارد. با نگاهی به آثار اکثر ادبا، شعرا و علمای ایران زمین، بدین باور می رسیم که در تملق، چابلوسی و مداهنه نسبت به شاهان، حکّام و امرا ی زمانه خویش، گوی سبقت را از عوام ربوده اند. این فرهنگ نابیوسیده به وسیله ایشان در تار و پود فرهنگ و اجتماع مردمان ریشه دوانده و بدل به شیوه و رفتاری پسندیده و مقبول گشته است.

چرا این مثل را در ابتدای نوشتار آورده ام؟ اگر باور داشته باشیم که فرش وسیله ای برای نشستن و آرامش اهل خانه می باشد. باید به این تمثیل هم برسیم که شاهان، حاکمان و ... بسان فرشی هستند که باید اسباب نشستن و آرامش و آسایش مردم بر پلاس عدل، داد و مایه راحتی خیال و کسب و کار مردمان باشند.

نه آنکه ایشان را عده ای ریزه خوار و جیره خوار و ویژه خوار از فرش به عرش اعلاء رسانده، بگونه ای که مردمان از این جاه و جلال بی مانند حاکمان، انگشت حیرت به دندان گزیده و مبهوت عظمت، اقتدار و سایۀ ایزدی ایشان گردند. آن چنان که نتوانند از گل نازک تر بگویند.

مگر در پیش از اسلام، شاهان را دارای فرّه ایزدی و نژاد برتر نمی دانستد. مگر در دوران اسلامی تاکنون، شاه، امیر و ... را ظلّ الله، قبله عالم، خلیفه و ولی امر مسلمین خطاب نمی کردند و نمی کنند!!

اگر اندکی تأمل و اندیشه کنیم. این دارندگان زر و زورند که برای رسیدن به مطامع و مقاصد چپاول گرانه خویش با دمیدن در سرنا و بوق تمجید و تحسین حاکمان، ریشه درخت استبداد خود برتر باوری ایشان را تحکیم و تعمیق نموده اند. شاید این روایت را شنیده باشید. «الناس على دین ملوكهم» دین مردم بر طبق دین رهبران و حاكمان آنان است. این روایت را چنین می توان تفسیر کرد. هنگامی که حاکمان ملتی، ستم پیشه و جبار باشند؛ مردمانش هم به ستمگری، ستم پذیری و مغلوب شدگی خو و انس می گیرند. عجب نیست که منش و روش مهر ورزی و انسان دوستی از جامعه رخت بربسته است.

بدین نمط نباید بدین باور و یقین می رسیم که ... از ماست که برماست!!

                              

/ 0 نظر / 12 بازدید