نگاهی گذرا به کتاب" تاریخ روابط ایران و هند"

این کتاب تألیف اصغر دستمالچی مترجم و نویسنده توانا، توسط انتشارات مرکز آموزش و پژوهش های بین المللی به بازار نشر عرضه شده است. از این نویسنده ترجمه هایی در مباحث حقوق بین الملل چون: دنیای بی قانون( آمریکا، قانون گذاری جهانی و قانون شکنی)، سیاست خارجی آمریکا و عدالت میان ملت ها( تاریخ حقوق بین الملل) روانه بازار نشر گردیده است.

کتاب با پیش شناخت روابط ایران و هند دو تمدن دیرپا و اثر گذار به تحولات آتی منطقه از ازمنه قدیم آغاز می گردد. نویسنده در ابتدای اثر پژوهشی و تاریخی اش، برای آشنایی خواننده به روابط حال دو کشور ایران و هند که موضوع اصلی اش" از استقلال هند تا انقلاب اسلامی ایران" در فصل نخست به نگرشی گذرا به شناختی از پیشینه روابط این دو کشور می پردازد.

نویسنده با دانش و تحقیقی منسجم و با ارایه دریافت های خویش از تاریخ نگاران شرقی و غربی، به ریشه ها و پیوستگی دو تمدن می پردازد. یکی از پژوهش های ایشان در همان ابتدا، پیدایی نگرش مذهبی و دینی این دو سرزمین از یک خواستگاه مشترک است. به نظر میرسد؛ این گرایش دینی در نوع خود قابل تأمل و تفکر برانگیز باشد. آنجا می گوید:

ص14: مذهب واحد ایرانیان و هندیان به تدریج تحول یافت و خدایان مشترکشان صفات و خصائل متفاوتی را کسب کردند. آسورا و دیوا از خدایان بزرگ و مورد پرستشی است که با هم رقابت دارند. در هند دیوا مقام برتر را می گیرند و در ایران آسورا که اهورا خوانده می شدرجحان می یابد. در هند آسورا، به منزله شیطان و در ایران دیو ها را به رتبه اهریمن و نماد زشتی تنزل می یابند.

این مبدا دینی مشترک که به تدریج در تضاد و تقابلی محسوس رخ می نماید. به نظر به مرور ایام، ناشی از خصومت های قومی و برداشت های حکومتی حاکمان، برای نشان دادن علایق و تمایزهای آشکار و پنهان آنان بوده باشد. به هر حال چون مبدا تمامی جنگ ها و خصومت اقوام و ملل چه در قدیم و حال، به نوعی همین برداشت های گوناگون از دین و مرام های مذهبی است. امری بدیهی که در تمامی ادیان قبل و بعد از میلاد به نماد قدرت و برتری ملل گوناگون در این سپهر گردون بوده است. این امر نکته بینی نویسنده را می رساند.

نثر روان و شیرین نویسنده در نگارش تاریخ روابط ایران و هند، خواننده کم علاقه به تاریخ را وامی دارد تا کتاب را به تمامی نخوانده آن را زمین نگذارد. در میان پربدک نیست، به برداشت پژوهش گرانه نویسنده در باره پیمان سنتو( میان سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه) نگاهی بیندازیم:

ص86: « سنتو دفاع از ایران را در صورت حمله شوروی از زاگرس به پایین شروع می کرد، یعنی دو ثلث خاک ایران را بلا دفاع می گذاشت.»

ناشر این اثر در هنگام نمونه خوانی و چاپ آن، دقت لازمه را معمول نکرده است. برای همین واژه هایی ناقص و گاه مغلوط در سیر خوانش مشاهده می گردد. مانند: انقلال اسلامی( انقلاب اسلامی)، عمرمان(عمران) و استمرار مجرمین ( استرداد مجرمین)... هرچند روانی نوشته، این معایب را کم هم نیستند؛ به نوعی قابل اغماض می کند. نکته جالب اینکه در بخش مناسبات بازرگانی و اقتصادی ایران و هند، نویسنده با ارایه آماری:

ص202: در سال 1341 ارزش واردات ایران از هند شش برابر بیشتر از صادراتش به آن کشور است.

امری که همیشه این هندی ها بودنده اند که حفظ منافع ملی را در تجارت یک طرفه خویش با ایران مرعی می داشته اند. در صفحات 204 و205 نیز، نویسنده به چگونگی دوشیدن طرف ایرانی در قالب موافقتنامه های بازرگانی و اقتصادی اشاره ای گذرا می کند.

به هر حال در نگارش تاریخ علاوه بر استناد به سندهای متقن و قابل اعتنا، هنر ادبی و سیاق روایی باید مد نظر تاریخ نگار باشد. تا از این رهگذر نگارش حاصل برای خواننده جاذب و پرکشش باشد. نویسنده این کتاب به خوبی از عهده این مهم برآمده است.شیوایی و روانی نگارش آن به گونه ای است که خواننده را تا پایان کتاب همراه خود می کشاند.

بی هیچ مجامله ای می توان این اثر را در زمره آثار تاریخ نگارانی هم چون زنده یاد احمد کسروی قلمداد کرده و به نویسنده اش دست مریزاد باید گفت.


/ 0 نظر / 9 بازدید