واگویۀ تلواسه(20)

یکی از پدیده هایی که بعد ازانقلاب در تمامی ساختار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رخنه کرده و ریشه دوانده است. پس از آن به یک هنجار تبدیل شده است. روش و شیوه کوتوله سالاری است. رواج و شیوع این پدیده مذموم و مانع رشد و تعالی تمدن و جامعه شده و سد سدیدی در برابر ایجاد روند شایسته سالاری میهن و سرزمین ایران گردیده است.

سبب پیدایش این شیوه ناهنجار را می توان در شیوه برخورد حکومت با تنگناهای دیوان سالاری که موجب خدشه و آسیب سامان حکومت داری حاکمان می شود؛ دانست. چرا که حاکمان بر این باور و یقین اند که بایستی تمامی ارکان های حکومتی تمامی نظرات آنان را مو به مو اجرا کنند. برفرض اگر فردی اعم از حقوقی یا حقیقی این نظر کذایی را به دلایل عقلی و علمی برنتابد. پس باید از گردونه تصمیم گیری خذف و به جایش فرد دیگری که کوتوله و فرمان پذیر است؛ بر مصدر امور تکیه زند.( برای نمونه تغییرات سریع و نابهنگام مدیران و ... و نیز خذف شورای های گوناگون نظیر سازمان برنامه در دولت قبلی)

هنوز هم اثرات زیانبار این شیوه مدیریتی دامان فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشور گرفته و به یک رویه عام شمول بدل گشته است. ایجاد نوعی جامعه جاهلی که مصداق تعبیر حضرت علی می باشد: در جامعه جاهلیت دانایان و فرهیختگان چون ریگ ته نشین شده و جاهلان و سبک مغزان، معرکه داران و سرمدران می شوند.( نقل به مضمون)

این امری بدیهی و گریزناپذیراست که در جامعه کوتوله سالار تبعاتی هم چون عوام گرایی (برای جلب نظر توده ها به وجه غالب اعمال اقتدار حاکمان ) داشته باشد. با نگاهی به مذکرات کمیسیون برجام که از تلویزیون پخش می شود. به عمق کوتوله سالاری حاکم بر نگاه و نگرش نمایندگان این ملت پی می بریم. نگاه اعضای کمیسیون نه در جهت منافع ملی کشور بلکه در سمت و سوی نگاه حاکمان مسلط است. این شیوه مملکت داری هیچ پیشرفتی نسبت به شیوه حکومتی مغولان نداشته و ندارد.( همان قصه معروف بادنجان خوبه بعله خوبه؛ بدنجان بده بعله بده.) با تدوام این شیوه مملکت داریو سفله پروری، امروز مردمان این مرز و بوم بدین باور رسیده اند که: خر همان خر است؛ تنها پلانش عوض شده است!

                                گر نباشد عقل را اندر بدن                 خوار و خس گردد میان انجمن

  باقی بقایتان 17/6/94

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید