یه پرسش کوچولو (8)

داستان برخورد سیستم بانکی با دستورات دولت و بانک مرکزی برای ترک بنگاه داری و حرکت در مسیر بانک داری هم نمایش غریبی است. برای مثال در سال 1387 یعنی حدود ده سال پیش برای فروش اموال و املاک و کارخانه های تحت اختیار بانک ها شرکت فروش اموال مازاد بانک ها ( فام ) تشکیل گردید.

این شرکت تنها تحرکش تداوم وجودی نامش می باشد. یا بانک ها برای فروش اموال خویش اقدامی نکرده اند. یا این شرکت توانایی فروش اموال مازاد بانک ها نداشته است. شاهد این مدعا:

« آگهی فروش املاک مازاد بانک ها بر در و دیوار شعب بانکی نشان از برنامه جدید بانک ها برای تسریع در واگذاری فروش املاک و اموال مازاد دارد.» خبر آنلاین 15/1/97 این خبر مؤید این نکته است که بانک ها دستورات و تکالیف بانک مرکزی و دولت را به پشیزی نمی خرند.

برای اینکه نگارنده متهم به سیاه نمایی نشود. اگر به خاطر داشته باشید. بانک مرکزی بیش از یک سال پیش بانک ها را ملزم به کاهش تعداد زیاد و قارچ گونه شعب خود گردانید. نتیجه چه شد؟

خواندن این خبر خالی از لطف نیست:

« آخرین آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد که با کاهش 155شعبه در نظام بانکی تعداد کل شعب 42بانک و موسسه اعتباری کشور به 23هزار و 75شعبه رسیده و به ازای 3500 ایرانی یک شعبه در کشور وجود دارد .تعداد شعب بانکی در تاریخ 31تیر ماه 96 معادل 23هزار و 230شعبه بوده است.» همان منبع

یعنی در این مدت تنها 155 شعبه کاسته شده است!! اگر آمار و چند و چون این تعطیلی را که هیچ وقت رسانه ای نمی شود. نگفته پیدا می شود که سبب تعطیلی آن 155 شعبه چیز دیگری است و ارتباطی با دستورات مقامات اقتصادی کشور نداشته و ندارد.

حال پرسش این است. با این سیستم بانکی فشل و حجره دار می توان انتظار داشت. روش های بانک داری در ایران با شیوه بانک داری بین المللی در تعامل و تفاهم و هم سویی داشته باشد؟!!

                                                                                               شاد زی 17/1/97


 


/ 0 نظر / 8 بازدید