واگویۀ تلواسه(17)

بسیاری از جامعه شناسان بر این باورند که ضرب المثل های عامیانه ریشه در رخداد ها، رویداد ها و انتظارات توده مردم از آرزوها و تمایلات برآورده نشده آنان داشته و دارد. برای نمونه می توان بدین خواست عمومی مردم ایران در اوایل انقلاب اشاره کرد. آرزویی چون به نوعی برآورده نشد؛ بدل به ضرب المثلی معنی دار گردید. « چی می خواستیم، چی شد!»

در اوایل انقلاب مردم این دیار که از ظلم و ستم رژیم شاهی به ستوه آمده بودند. در آرزوی پیدایش یک جامعه آرمانی و مطلوب و آزاد، فارغ از تبعیض و بی عدالتی بی تابی می کردند. انتظار داشتند که چون حکومت آینده این مرز و بوم ریشه در اعتقاد و باور دینی مردم دارد؛ لااقل به مدینه فاضله و آرمانی وعده داده شده رهبران دینی انقلاب نزدیک خواهد گردید.

این انتظار مردم با توجه به وعده ها و نویدهایی که در هر کوی و برزن از طریق منابر و ... متولیان دین و مذهب در بوق و کرنا می دمیدند؛ به طریق اولی  چندان ناحق و دور از ذهن نبود. چند سالی که از سرنگونی رژیم سلطنتی گذشت. توده ها و اکثر مردمان بدین نتیجه رسیدند که لسان الغیب( حافظ ) در هفت صد سال پیش به درستی سروده بود.

                    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی                   دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

مردمان آروز داشتند که فضیلت جایگزین رذالت، رفاقت به جای عداوت، همدلی به جای بد دلی، رأفت به جای خشونت و ... گردد. حال بااین شواهدی که هر روز از متولیان و داعیان دینی و ... به منصه بروز و ظهور می رسد. که کوچکترینش این واکنش عضو شورای اسلامی شهر تهران است:

 «لات بازی در بیاورید، ۱۰ تای شما را حریف هستم.» تابناک 29/2/94

آیا آن جمله ( ضرب المثل) واقعیت عینی نمی یابد؟!!

                   آن همه وعده ها و نوید پوشالی                  پرده ای بود رنگ رنگ و توخالی

                   وین چنین گشت که مردمان گفتندی              ما حریرمی خواستیم وینان حصیردادندی!

                                                                                                           باقی بقایتان 29/2/94

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید