واگویۀ تلواسه(19)

*نمی دانم* واژه ای که در فرهنگ عمومی ما ایرانیان در فروترین جایگاه قرار دارد. شاید با کمی غمض عین بدین باوریم؛ اگر در محاوره و گفتگوهای روزانه در باره موضوعی اطلاعی نداشته باشیم. با گفتن واژه نمی دانم. از شخصیت و منش ما کاسته و فردی بی سواد و ناآگاه در دید مخاطبمان جلوه می کنیم. این شیوه نگرش و عدم اعتماد به نفس ما را به سویی می کشاند که در باره هر موضوعی که پیش می آید؛ به اظهار نظر و ارایه طریق بپردازیم.

بگذریم از این نکته که باور کاذب به دانایی در باره همه چیز و همه کس ریشه در اعماق تاریخ پر نشیب و فراز کشورمان دارد. کشوری که در طول تاریخ طولانی مدنیت وقدمتش بارها و بارها در معرض تاخت و تاز اقوام و بیگانگان قرار داشته است. از سویی مردمان این مرز وبوم، همیشه تاریخ در دام حکومت های مستبد و خشن بومی و غیر بومی گرفتار بوده اند. شاید بدین منظور برای توجیه بلایا و مصایبی که به تناوب بر سرشان آوار می شده، مجبور و محدود به حدس و گمان برای دانستن از رویداد ها و نا دانسته هایش شده است. و ... دلایل دیگری که بستگی به خلقیات استبداد پذیری تاریخی ما دارد.

در این زمانه پس از انقلاب که دامنه دسترسی ما به اطلاعات رسمی و غیر رسمی به خاطر گسترش رسانه های ارتباطی آسان تر شده است. جامعه هر گونه اظهار نظری را برنمی تابد. در این میان به نظر می رسد. هیات حاکمه هنوز هم در قرون اولیه و صدر اسلام سیر کرده و بدین باور و یقین پای می فشارند که بایستی در هر موضوعی و مساله ای به اظهار نظر پرداخته و ارایه طریق نمایند. تا آنجا که پا  را از دامنه حدود قانونی خویش فراتر گذاشته و به امر و نهم هم می پردازند.

برای مثال نگاهی به گفته های روزهای اخیر رییس قوه قضاییه خالی از لطف نیست. ایشان در باره اقتصاد، وظایف دولت، رکود، سرمایه داری، انتخابات و ... ده ها موضوع گوناگون خارج از حیطه مسؤلیت خویش پرداخته و درعیغ از نیم نگاهی به کژی وکاستی نهاد ها و سازمان های زیر مجموعه خویش!

هر چند این نوع نگرش را می توان ناشی از تمایل قدرت طلبی و ... دانست. ولی آیا این گونه پرداختن به موضوعات که نه به ایشان مربوط و نه از کم و کیف آن آگاهی دارند! ریشه در همان عدم باور کاربرد واژه نمی دانم ندارد؟!

                         در پی قدرت اگر باشی مدام                       می نمایی خویش را شیر کنام

                                                                                                            باقی بقایتان 3/6/94

 

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید