چاره عشق!

گفتی نبودم اینجا، بی من چگونه بودی؟

گفتم به راستی، دلتنگ گشته بودم.

گفتی گمان ندارم، از تو وفا و صدقی.

گفتم اگر نداری تو، این چنین گواهی،

جانم فسرده گردد، از درد بی پناهی.

گفتی که باورم نیست، این یاوه های پوچت

گفتم خدا بداند، اوج نیاز عشقت

گفتی که ساده باشد، وین معضل روانت

تغویض کن دلِ تنگ، با آن ته گشادت!


/ 0 نظر / 8 بازدید