آب کم جو، تشنگی آور به دست ...

در این زمانه ای که جریان اطلاعات مکتوب بر روی طالبان آگاهی به نوعی محدود و بسته شده است. روزنه هایی نظیر فصل نامه هایی وزین و پر بار هم چون" نگاه نو" فرصت مغتنمی برای قشر رو به کاهش کتاب خوان کشور را فراهم می آورد. در شماره 118 این نشریه که بخشی از مطالبش به دویستمین زاد روز کارل مارکس اختصاص یافته است؛ نوشته پرباری از آقای علی اصغر نجفی درج یافته است.

در این نوشتار، ایشان به ارتباط مارکس و دین پرداخته است. در قسمتی به اختلاف دیدگاه مارکس و هگل در باره دیالکتیک پرداخته و به نقل از مارکس به ماتریالسیم تاریخی اشاره نموده است که درج پاره ای از آن خالی از لطف نمی باشد:

« برخلاف فلسفۀ المان که مقصد آن از آسمان به زمین است، باید از زمین به آسمان برویم. افکار و تصورات و گفته ها و امیال انسان ها نیست که بر زندگی واقعی و کنش های روزمره اثر می گذارد، درست برعکس، این کارها و فعالیت های مادی و شرایط زندگی واقعی انسان است که به افکار و جهان بینی او شکل می بخشد.»

در این نوشتار نویسنده تفسیر و تعبییر واقعی تری از جمله مشهور"دین افیون تودۀ مردم است." به دست می دهد.

کاش جوانانی که درپی هم افزایی دانش اجتماعی و تریخی خویش اند. خواندن فصل نامه مذکور از دست ندهند. گاهی گریز از رسانه های دیجیتالی و پناه آوردن به رسانه های مکتوب و این چنینی، کمی شایان به فهم درک بسیاری از مسایل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نسل سوخته کنونی می نماید.به قول ملای بلخی:

                             آب کم جو، تشنگی آور به دست            تا بجوشد آبت از بالا و پست

                                                          

/ 0 نظر / 13 بازدید