از حمدونه میرزای لـله باشی نقل است :

والی و ولی نام دوکس باشد . اما یک روح در دو کالبدند که رفتار و کردار و گفتاری یکسان دارند . والی و ولی بایستی هر دو مزوّر و لاف زن باشند تا طفل و خلایق دروغ های شاخ دار ایشان را باور داشته و به داشتن چنین آقا بالا سری مباهات و افتخار کنند .

هر دو مبنای تحکیم قدرت مطلقه خویش را بر وعده های شیرین نهاده اند . هر چه وعده غیر محتمل و عجیب تر باشد ؛ باورش به اهل بیت و مُلک راحت تر . دیوار حاشا هم بلندباشد . چون زمان وعده در رسد ؛ از بیخ بن آن را کتمان کنند و خواهندگان را دروغگو و برهم زنندگان نظم و آرامش خوانند .

هردو به آزاد منشی و مدار گری خویش مباهات کرده و فخر ها فروشند و در حضور اغیار و بیگانگان به داشتن چنین روش و منشی لاف ها زنند . من باب مثال : در استعمال کلمه‌ی حریت و آزادی ؛ یکی گوید :

      فرزند من در زندگی ، آزادی کامل حق انتخاب دارد .

و دیگری گوید :

      امت و مردمانم آزاد ترین خلق ارض مسکونند .

چون پای امتحان در میان آید . یکی با مشت و لگد به جان فرزند افتد که چرا بی اذن و خلاف نظرم فلان کار کردی . دیگری  فراش باشی و گزمه ها را با چماق و دشنه به جان مردمان اندازد که چرا دهان به اعتراض گشودی ؛ حکم حکم والیست .

هر دو مقید به ترویج ضرب المثل : در خانه اگر کسس یک حرف بسست ؛ می باشند و در اجرایش سخت می کوشند . هر دو به بهانه سعادت اولاد و امت خویش ، در گرد کردن مال و اندوختن ثروت از هر راهی که باشد ؛ به جد سعی بلیغ می کنند .

مخلص کلام ؛ چون والی ، ولی اهل بیت هم هست ؛ پس در حکومت مستبد تر و خود رأی تر از ولی باشد .

 

                                                                                  باقی بقایتان