از حمدونه میرزای لـله باشی نقل است . چگونگی تربیت فرزند در این دوره و زمانه کاری بس صعب و دشوار باشد . پس باید پدر و مادر به اتفاق به این مهم بپردازند . طفل را باید به مقتضای زمانه پرورید تا بتواند گلیم خویش را از آب و گِل بیرون کشد . کلید آن همانا این دو کلمه باشد .

"بد گپ " منظور بد سخن یا بد کلام نباشد . بل بر آن نکات دقیقه و ظریفه و سلسله مراتب کامله مترتب باشد ؛ بدین قرار :

ب : اگر از من پرسند ؛ ادب از که آموزی ؟ گویم از بی ادبان . هر چه آنان کنند من هم همان کنم داشتن این صفت طفل را در بزرگی کامروا و مدد کار باشد . درین روزگار کج رفتار ، بی ادبی مایه‌ی برتری و تفاخر باشد .

د : یکی از بزرگ ترین خصایل فرزند آنست که دورو و مزوّر باشد . یعنی همان صفتی که بزرگان شرع توصیه نموده اند ؛ تقیّه کردن . والّا زمانی که وارد جامعه شد ؛ مثل خری پا در گِل بماند . چرا که صداقت و یک رویی آفت مال و جانش خواهد شد . به لسان ساده ، طفل باید با باد همراه شود . از هر سو که باد بوزد ؛ او نیز چنان کند .

گ :  طفل را باید که گستاخ و هتاک پرورید تا وقتی که یکی از افراد فامیل ، آشنا و یا غریبه ، سخنی در باب نصیحت به او گوید ؛ بتواند بی هیچ مجامله و پرده پوشی جواب گوید و وی را بر سر جایش نشاند . با این برخورد طرف خواهد فهمید که یک من ماست چقدر کره دارد .

پ : فرزند بایستی پر رو و وقیح باشد . اگر از در بیرونش کنند ؛ از پنجره داخل شود . داشتن این صفت برای او در بزرگی کار ساز بوده و حلال مشکلاتش گردد . برترین ویژگی این خصلت همانست که قدما در وصفش گفته اند ؛ رو که نیست ؛ سنگ پای قزوینست .

مخلص کلام ، طفلِ بدون " بد گپ "طفل نباشد ؛ بل حماری باشد که دیگران بر گرده اش سوار شده و سواری گیرند .

 

                                                                       باقی بقایتان