از حمدونه میرزای لـله باشی نقل است . اگر کسی نوکر دولت شد ؛ بایستی که :

سر به زیر و گوش به فرمان باشد . چشم به دهان بالا دست داشته باشد . اگر ایشان کلامی فرمود که موافق قاعده و نظامات نبود ؛ لازم است که بی هیچ تأملی سخن آن مقام را تأیید نماید .

روی میزش انبوهی از مراسلات و مکاتبات کرده و نکرده باشد تا رئیسش بدین گمان که وی کاری و پر تلاشست ؛ خوشش آید و گوشه‌ی چشمی به او داشته باشد .

اگر پاسخ معضلی را می دادند ؛ فی الفور بر زبان نیاورد . خودش را پپه و ساده لوح انگارد ؛ تا بی عرضه و بی بته اش دانسته و به وی اعتماد کنند .

کار امروز را به فردا افکند تا دیگران بدانند که وجودش گره گشاست و مایه‌ی بقا و رونق محیط کار است .

چنته اش پر و پیمان از سکنات و حرکات زشت و رفتار سخیف همکارانش باشد ؛ تا در وقت لزوم ، پته آنان را روی آب بریزد .

پشت سر مافوق لیچار نبافد ؛ زیرا که دیوار موش دارد و موش گوش .

ورد زبانش دروغ و دغل باشد و اگر مچش واشد ؛ دیوار حاشایش بلند باشد .

با همکارانش از در دوستی و رفاقت در آید و سعی و تلاش وافر کند تا از چند و چون کارشان سر در آورد تا به روز مبادا بتواند ؛ ریشه شان را از بیخ و بن برکند .

اگر ارباب رجوعی داشت ؛ آن قدر در انجام کارش امّا و اگر بیاورد تا طرفش بداند که بی مایه فطیر است .

مخلص کلام ، اگر نوکر دولت ریاکار و نمّام و دو بهم زن وکلّاش و لاف زن و رشوه گیر نباشد ؛ ارتقا مقام نیابد و پست بالاتر نصیبش نشود .

                                                                        باقی بقایتان