برخی از واژه ها همانند " انتظار " بارمعنایی مثبت خاصی را به همراه دارد . این واژه وقتی که در پهنه اقتصاد کاربرد می یابد ؛ عموما"دور نمایی از رشد ، توسعه ، آبادانی و پیشرفت را از طریق مسئولان و برنامه ریزان در منظر عامه مردم  پیش رو می گذارد . به تبع آن برای برآوردن این انتظار بایستی برنامه ای مدون  داشت و عرضه کرد تا به منصه‌ی ظهور برسد .

از جمله ، نقشه‌ی راه ، شیوه راه ، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی حداقل ابزاری است که انتظار را بر آورده می کند . به نظر میرسد . اگر یکی از ابزار های فوق مورد غفلت قرار گیرد ؛ کُمیت رسیدن به هدف و انتظار مورد نظر لنگ خواهد ماند .

در این میان انتظار به هراس بدل گشته و  مدیران را از رسیدن به اهداف پیش بینی شده باز می دارد و از طرفی در جامعه‌ی هدف آشفتگی و بی نظمی را به دنبال خواهد آورد .

 در این حالت این انتظاری که هدف مند بوده ، بار معنایی و واقعی خودش را از دست داده ، جامعه و عامه مردم را سردر گم ، سود جو و فرصت طلب می کند .  چرا که داروی آگاهی بخشی به موقع و به تدریج به جامعه داده و تزریق نگردیده است . با این تفاسیر این انتظار ، منفی ، مخرب ، ویران گر گردیده و به جای همراهی ، جامعه و فرد را وادار به واکنش انفعالی و تدافعی  برای گریز از پیامد های منفی اجرای هدف مورد انتظار  می کند . بدیهی است که این واکنش قابل پیش بینی نخواهد بود . آیا با این شیوه‌ی اجرا ، قورباغه ابوعطا نخواهد خواند ؟ !

شما چه می گویید ؟

                                                                                    باقی بقایتان