این روز ها نقل محافل دلار است . در هر کوی و برزنی این واژه برای خودش کارشناسی یافته است . چرا ؟ می توان یکی از عللش را نا توانی در مدیریت سیاست های پولی متولیان امور جست . وقتی که در سال ١٣٨٠بعد از افت و خیز های فراوان نرخ ارز و آسیب هایی که شیوه چند نرخی اسعار خارجی بر ساختار اقتصاد کشور وارد آورد . بانک مرکزی بدین باور رسید که از سیستم نرخ ارز شناور مدیریت شده استفاده کند . یکی دو سالی با عمل به اجرای آن اقصاد کشور آرام وقرار یافته و ارز و تبعاتش به حاشیه رانده شد .

مساله و مشکل از آن جا آغاز گردید که بانک مرکزی به سیاست اعلامی اش وفادار نمانده و به بهانه های گوناگون از واردات ارزان گرفته تا هراس از تورم در تثبیت نرخ ارز کوشید .

اکنون در دور باطل نوسان نرخ ارز گرفتار شده و آزمون ناموفق دهه هفتاد را دو باره می آزماید .یعنی همان ریختن ثروت ملی این دیار در پای دلالان و سفته بازانی که هم چون عقرب به اقتضای طبیعتشان اقتصاد بحرانی و تحریمی کشور را در التهاب پندار کمبود منابع ارزی گرفتار کرده اند .

راستی چرا بایستی پس از ده روز تلاش نا موفق ، بانک مرکزی خسته و ناتوان به خانه اول یعنی فروش ارز فقط برای مسافران خارجی بازگردد . آیا این عقب نشینی آشکار ، دمیدن دو باره در کوره شایعات نیست ؟ به نظر می رسد اگر بانک مرکزی اندک تأملی می کرد و سپس دست به اقدام می زد ؛ این چنین منابع ارزی در این چند روزه به یغما نمی رفت .بدین سیاق که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان !

شما چه می گویید ؟

                                                        باقی بقایتان